تبليغاتX
روح عاصی - عنوان ندارد..!
عمومی
آی آدم ها که بر ساحل بساط دل گشا دارید

نان به سفره جامه تان بر تن

یک نفر در آب می خواند شما را

آی آدمها!

آیا در این دیار که صدا در گلو انداخته و(ح ) را چون مشتی کوبنده از دهان خارج می کنیم تا اثبات دینداری کنیم ..

آیا در این گوشه که به  پیشانی هایمان (پیشانی که نه ) به وجدان هایمان و به روحمان رنگ قهوه ای زده و تسبیح را بی هدف در دستان یخی مان می چرخانیم و از خیابان ها رد می شویم و هراز گاهی با دیدن خواهران بدحجاب با چهره ای در هم رفته می گوییم استغفرالله !!

آیا دراین خلوت طرد شده  که شله زرد نذری می پزیم  و رویش با دارچین نقش الله را حک می کنیم و شب عاشور ا برای لب تشنه ی سالار شهیدان! گریه زاری راه می اندازیم و برای تعجیل در ظهور آقا خیابان ها را نور باران می کنیم

و آیا در اینجا که دخترانمان را ۹ ساله مکلف می کنیم و در زیر چادری سپید منع شدن را به آنها یاد می دهیم و بچه ها را بجای خداوند جان و خرد با خدای خشم و قهر و غضب آشنا می کنیم و با حد و تعزیر و مشت و لگد یکدیگر را به دروازه بهشت هل می دهیم

آن کبوتر غمگین که از دل ما رمیده ایمان نیست؟!!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم شهریور 1386ساعت 3:36  توسط گل نوش و آرال  |